دیکشنری فارسی

butternut

معنی فارسی

گرده ي سفيد چوب گردوي سفيد هسته گردوي سفيد

معنی کامل و مثال‌ها

/-nut´/n.

(گیاه‌شناسی) گردوی سفید (Juglans cinerea - بومی نواحی شرقی امریکای شمالی)

چوب گردوی سفید (که از چوب گردوی معمولی سبک‌تر است)

هسته گردوی سفید (که خوراکی و بسیار روغنی است - souari nut هم می‌گویند)

(جنگ‌های داخلی امریکا - قدیم - خودمانی) سرباز جنوبی

ریشه و کاربرد

ریشه

The term 'butternut' refers to the smooth, buttery texture and flavor of the squash.

مثال

  • She roasted butternut squash for dinner.
  • The soup was made with pureed butternut squash.
  • The recipe called for diced butternut in the stir-fry.

ترکیب‌های رایج

Roasted butternut squash Pureed butternut soup Diced butternut Butternut recipes

تعریف انگلیسی

noun
  1. North American walnut tree having light-brown wood and edible nuts; source of a light-brown dye
  2. oily egg-shaped nut of an American tree of the walnut family

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن