دیکشنری فارسی

buttery (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/but´ǝr|ē, but´rē/n., pl.

● آبدارخانه، (در منزل) انبار شراب و سایر مشروبات، شراب‌دان، شرابخانه

● (در منزل) انبار مواد غذایی، دولاب

● (انگلیس - به ویژه در دانشگاه‌ها) رستوران کوچک، ساندویچ فروشی

you can purchase tea and cookies at the buttery

می‌توانی در رستوران (دانشکده) چای و شیرینی بخری.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن