buy in advance معنی فارسی پيش خريد کردن واژههای دیگر با معنی «پيش خريد کردن» forestall احتکار کردن، پيش خريد کردن، بخود اختصاص دادن bull گاو نر، گران کردن (سهام) بوسيله پيش خريد، احتکار کردن