buying price UKbaiiŋprais معنی فارسی قيمت خريد واژههای دیگر با معنی «قيمت خريد» purchase price variance سپرده اختلاف قيمت خريد، سپرده تضميني خريد close price قيمت نزديک، دز خريد و فروش سهام حالتي را گويند که، قيمت خريد و فروش به هم خيلي نزديک باشد layaway خريد قسطي به اين ترتيب: کالا کنار گذاشته، ميشود و پس از پرداخت همه ي قيمت به، خريدار تحويل ميشود effective demand تقاضاي موثر، تقاضاي موثر عبارت است از، مقدار کالائي که خريداران در قيمت هاي greenmail خريد مقدار زيادي از سهام يک شرکت به اين اميد، که مديران سهام را به قيمت بالاتر، بازخريد کنند arbitrageur کسي که با استفاده از تفاوت قيمت در دو بازار، مختلف خريد و فروش ميکند، سهام باز