by d. معنی فارسی در روز روزانه واژههای دیگر با معنی «در روز» adays در روز all d. در تمام روز، همه روز man days نفر در روز. au courant در جريان روز، مطلع، باخبر. mondayish بيحال در روز دوشنبه، بواسطه بيکاري يکشنبه، خسته از کار day distress signal مشعل اعلام خطر در روز guy fawkes day (در انگليس) روز 5 نوامبر. presentation day روز دادن درجات در دانشکده day beacon برج ناوبري مورد استفاده در روز، برج ناوبري روز wedding ring حلقه انگشتري که در روز عروسي در دست، عروس مي کنند....در دست داشته باشد