by ear معنی فارسی بگوش ازراه گوش استماعا واژههای دیگر با معنی «بگوش» ear-witness گواه بگوش شنيده، شاهدسمعي eaves droper مسئول بگوش ايستادن، استراق سمع کننده aural مربوط بگوش يا سامعه، گوشي pip squeak نارنجکي که صداي ان مانند PIP-SQUEAK بگوش، ميرسد overtone صداي فرعي که يک پرده بالاتر از صداي اصلي آن، بگوش ميرسد euphonious خوش صدا، خوش ايند (بگوش) harmoniously بطورخوش اهنگياموزون، چنانکه بگوش خوش صداباشد euphonically براي سهولت ادا، براي اينکه بگوش خوش ايندباشد ear-cap گوش پناه، گوشي :چيزيکه بگوش ميگذارندکه سرمانخورد ear-tab گوش پناه، گوشي :چيزيکه بگوش ميگذارندکه سرمانخورد