by way of remainder معنی فارسی به رد به عنوان رد واژههای دیگر با معنی «به رد» vote down به اکثريت آراء رد کردن peremptory challenge رد عضو هيات منصفه به وسيله يکي از، اصحاب دعوي بدون ذکر دليل خاص soft return فرمان ترکيبي رد کردن خط و رفتن به خط، بعدي outside pass رد کردن چوب امدادي بادست چپ به دست راست، يار hand off کنار زدن حريف بوسيله توپدار (رگبي)، رد کردن توپ به يار (فوتبال آمريکايي) rugby point امتياز 3 يا 4 براي رساندن توپ به پشت خط، پايان، امتياز 2 براي ضربه با پاو فرستان hooker مهاجمي که وسط خط جلو در تجمع است و حق، رد کردن توپ را با پا دارد (رگبي)، بازيگري که عادت به سد کردن با چوب دارد go-behind به پشت حريف رفتن (کشتي)، رد شدن يک موج سوار از نفر ديگر dip dodge رد شدن از حريف با تغيير دادن چوب لاکراس، به دست ديگر