دیکشنری فارسی

byproduct or by-product

معنی کامل و مثال‌ها

/-präd´ǝkt/n.

● فراورده‌ی جانبی (جنبی)، محصول فرعی، (مجازی) پیامد، نتیجه‌ی فرعی

tar is one of the byproducts of petroleum

قیر یکی از فراورده‌های جنبی نفت است.

bigotry is one of the byproducts of semiliteracy

تعصب یکی از پیامدهای کم سوادی است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن