دیکشنری فارسی

byssus

معنی فارسی

پارچه ي پنبه اي ريز بافت ، پارچه ي کتاني

ليف ابريشمي

معنی کامل و مثال‌ها

/bis´ǝs/n., pl.

● (عهد باستان) پارچه‌ی پنبه‌ای ریز بافت (که اجساد مومیایی مصریان را در آن می‌پیچیدند)، پارچه‌ی کتانی

● (جانورشناسی - ماده‌ی چسبناک و مشابه پیله‌ی ابریشم که توسط برخی دو کفه‌ای‌ها ترشح می‌شود) لیف ابریشمی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin byssus, from Ancient Greek βύσσος (bússos, "fine flax, linen").

مثال

  • The byssus of the mussel is used to attach itself to rocks.
  • Certain species of clams produce a strong and durable byssus.
  • The byssus of the pen shell is highly valued for its iridescent quality.

ترکیب‌های رایج

Produce byssus Anchor with byssus Form a protective byssus Weave byssus into fabrics

تعریف انگلیسی

noun
  1. tuft of strong filaments by which e.g. a mussel makes itself fast to a fixed surface

واژه‌های دیگر با معنی «پارچه ي پنبه اي ريز بافت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن