دیکشنری فارسی

cabbage (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kab´ij/n.

● (گیاه‌شناسی) کلم (Brassica oleracea و Brassica capitata از خانواده‌ی crucifer)، کرنب

● جوانه یا شکوفه‌ی برخی نخل‌ها (که خوراکی است)، کلم‌پیچ

● (خودمانی) اسکناس

● (انگلیس - خودمانی) خرف (اغلب به واسطه‌ی آسیب مغزی)، بی هوش و حواس

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن