دیکشنری فارسی

cable car

معنی فارسی

ترامواي برقي.

معنی کامل و مثال‌ها

● اتاقکی که از کابل آویزان است (برای ترابری به بالای کوه یا از میان دره و غیره)، اتاقکی که توسط شاه سیم کشیده می‌شود، (ویژه‌ی جاهای پرشیب) ترن یا اتوبوس کابلی، تخت روان، سیمرو، تله‌کابین، تراموای برقی

people go to the proximity of Tochal in cable cars

مردم با تله‌کابین تا نزدیکی توچال می‌روند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a conveyance for passengers or freight on a cable railway “they took a cable car to the top of the mountain”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن