دیکشنری فارسی

cabochon

معنی فارسی

جواهري که به صورت کوژ و گنبد مانند

تراشيده شده باشد، سبک کوژ تراشي جواهر

معنی کامل و مثال‌ها

/kab´ǝ shän´/n.

● جواهری که به صورت کوژ و گنبد مانند تراشیده شده باشد، سبک کوژ تراشی جواهر

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'caboche' (head), from Latin 'caput' (head).

مثال

  • She wore a beautiful necklace with a cabochon pendant.
  • The jeweler specializes in cabochon gemstones.
  • The ring featured a large cabochon sapphire.

ترکیب‌های رایج

Wear a cabochon pendant Specialize in cabochon gemstones Feature a cabochon sapphire Use cabochon stones

تعریف انگلیسی

noun
  1. a highly polished gem that is cut convexly but without facets

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن