دیکشنری فارسی

cabotage

US'kæbətıdʒ

معنی فارسی

کشتي راني درامتداد ساحل از يک

بندربه بندرديگر ،

کشتي راني ساحلي ، تجارت ساحلي

معنی کامل و مثال‌ها

/kab´ǝ tij, -täzh´/n.

● کابوتاژ، کشتیرانی ساحلی (بین بندرهای کشور)، کشتیرانی درون مرزی

● هواپیمایی درون مرزی، ترابری مسافر و بار در داخل کشور

● امتیاز ترابری مسافر یا بار دریایی یا هوایی (به ویژه اگر به شرکت خارجی داده شده باشد)

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'caboter' meaning 'to sail along the coast'.

مثال

  • The company specializes in cabotage services.
  • Cabotage laws restrict foreign vessels from engaging in domestic transportation.
  • The cabotage industry plays a significant role in the country's economy.

ترکیب‌های رایج

Cabotage services Cabotage laws Cabotage industry Cabotage regulations

تعریف انگلیسی

noun
  1. the exclusive right of a country to control the air traffic within its borders
  2. navigation in coastal waters

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن