cacuminal
معنی فارسی
وابسته به نوک وانتهاي درخت،
مغزي، دماغي
معنی کامل و مثالها
/kǝ kyōō´mǝ nǝl/n.,adj.
● (زبانشناسی) نوکی (ادا شده توسط نوک زبان که به سوی بالا و عقب انحنا داشته باشد)، صدا یا آوای نوکی، چکادی، سخت کامی
تعریف انگلیسی
adjective
- pronounced with the tip of the tongue turned back toward the hard palate