دیکشنری فارسی

cacuminal

معنی فارسی

وابسته به نوک وانتهاي درخت،

مغزي، دماغي

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ kyōō´mǝ nǝl/n.,adj.

● (زبان‌شناسی) نوکی (ادا شده توسط نوک زبان که به سوی بالا و عقب انحنا داشته باشد)، صدا یا آوای نوکی، چکادی، سخت کامی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. pronounced with the tip of the tongue turned back toward the hard palate

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن