caddie
معنی فارسی
دانش اموز دانشکده افسري ، پسر کهتر ،
پيشخدمت ، پيشخدمتي کردن ، پادوي کردن
حامل وسايل بازيگر
معنی کامل و مثالها
/kad´ē/n., vi.
● (در اصل) پسر بچهی پادو، خبررسان، نامه رسان
● (در بازی گلف) وردست بازیکن (که وسایل بازی را حمل میکند)، کدی
● به عنوان وردست عمل کردن، کدی شدن
he used to caddie for Arnold Palmer for several years
چندین سال برای آرنولد پالمر کدیگری میکرد.
● ارابهی کوچک و دوچرخه که کیسهی محتوی ابزار گلف را در آن قرار میدهند