دیکشنری فارسی

caddie

معنی فارسی

دانش اموز دانشکده افسري ، پسر کهتر ،

پيشخدمت ، پيشخدمتي کردن ، پادوي کردن

حامل وسايل بازيگر

معنی کامل و مثال‌ها

/kad´ē/n., vi.

(در اصل) پسر بچه‌ی پادو، خبررسان، نامه رسان

(در بازی گلف) وردست بازیکن (که وسایل بازی را حمل می‌کند)، کدی

به عنوان وردست عمل کردن، کدی شدن

he used to caddie for Arnold Palmer for several years

چندین سال برای آرنولد پالمر کدی‌گری می‌کرد.

ارابه‌ی کوچک و دوچرخه که کیسه‌ی محتوی ابزار گلف را در آن قرار می‌دهند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن