دیکشنری فارسی

calcaneus

معنی فارسی

استخوان پاشنه

معنی کامل و مثال‌ها

/kal kā´nē ǝs/n., pl.

● (کالبدشناسی) استخوان پاشنه (بزرگترین استخوان کف پا)

● (چهار پایان) استخوان پاشنه (calcaneum هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the largest tarsal bone; forms the human heel

واژه‌های دیگر با معنی «استخوان پاشنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن