calendering
معنی فارسی
قلندر درويش ماشين مهره کشي رخت مال مهره کشيدن صاف کردن
مترادفها
noun
Glazing (by a calender).
قلندر درويش ماشين مهره کشي رخت مال مهره کشيدن صاف کردن
noun
Glazing (by a calender).
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن