دیکشنری فارسی

calfskin

معنی فارسی

پوست گوساله تيماج. چرم گوساله تيماج گوساله پرنداخ

معنی کامل و مثال‌ها

/kaf´skin´/n.

● پوست گوساله

● چرم گوساله، تیماج گوساله، پرنداخ، ساختیان

تعریف انگلیسی

noun
  1. fine leather from the skin of a calf

واژه‌های دیگر با معنی «پوست گوساله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن