دیکشنری فارسی

caliper

UKkælipər

معنی فارسی

کوليس ، پرگار قطر پيما

نوعي پرگار که براي اندازه گيري ضخامت

ياقطر اجسام بکار ميرود ، فندق شکن ، گازانبر

معنی کامل و مثال‌ها

/kal´ǝ pǝr/n., vt., vi.

● (معمولا جمع) کولیس، پرگاره، قطرسنج، پرازه‌سنج، زینه‌سنج (calliper هم می‌نویسند)

inside calipers

پرگاره‌ی درونی (برای اندازه گیری از درون چیزی)

outside calipers

پرگاره‌ی برونی (برای اندازه‌گیری از بیرون چیزی)

● رجوع شود به: caliper rule

● (کاغذ و مقوا و غیره) ضخامت، کلفتی، ستبرایی (که بر حسب mils محاسبه می‌شود)

● (ترمز دستی دوچرخه) دو شاخه‌ی ترمز (که سر آن لاستیک دارد و بر چرخ فشار می‌آورد)، (در اتومبیل و تراکتور و غیره) پوشش یا محفظه‌ی صفحه‌ی ترمز (حاوی لایی یا بالشتک ترمز)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'calipre', from Old French 'calepier', from Late Latin 'caliparius' (a shoemaker's last), from Latin 'calceus' (shoe).

مثال

  • The engineer used a caliper to measure the diameter of the pipe.
  • She used a caliper to check the thickness of the metal sheet.
  • The machinist adjusted the caliper to measure the width of the part.

ترکیب‌های رایج

Use a caliper to measure Adjust the caliper Check with a caliper Caliper measurement

تعریف انگلیسی

verb
  1. an instrument for measuring the distance between two points (often used in the plural)
  2. measure the diameter of something with calipers “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «کوليس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن