calk (2)
معنی کامل و مثالها
/kôk/n., vt.
● (نعل اسب و الاغ و غیره) لبهی برگشتهی دو سر نعل (برای جلوگیری از لیز خوردن)، نعل میخکدار (که به تخت کفش میکوبند)
● (نعل) لبهدار یا قلابهدار کردن، (کفش) صفحهی فلزی کوبیدن بر
● (اسب) تصادفا با لبهی نعل پای خود را زخمی کردن