calker معنی فارسی بتونه کاري کردن زيرپوش سازي کردن مسدود کردن نعل زدن واژههای دیگر با معنی «بتونه کاري کردن» primming چاشني گذاري کردن، بتونه کاري کردن، راه انداختن موتور يا گرم کردن آن