دیکشنری فارسی

caller (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kôl´ǝr/n.

● کسی که برای مدت کوتاهی به ملاقات دیگری می‌رود، دیدارگر (visitor هم می‌گویند)

the hallway was filled with callers who had come to offer their condolences

راهرو پر از دیدارگرانی بود که برای عرض تسلیت آمده بودند.

● فراخواننده، بانگ‌زن، بازپرداز، کسی که پشت خط تلفن است، تلفن کننده

from now on, callers will have to dial seven numbers

از این پس کسانی که تلفن می‌زنند باید هفت شماره بگیرند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن