calmative
معنی فارسی
ارام کننده دردنشان مسکن داروي دردنشان
معنی کامل و مثالها
/käm´ǝ tiv, kal´mǝ-/adj., n.
● آرامبخش، آرام کننده، مسکن (به ویژه دارو)، فرونشان
ارام کننده دردنشان مسکن داروي دردنشان
/käm´ǝ tiv, kal´mǝ-/adj., n.
● آرامبخش، آرام کننده، مسکن (به ویژه دارو)، فرونشان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن