دیکشنری فارسی

calx

معنی فارسی

کليسم اکسيد

معنی کامل و مثال‌ها

/kalks/n., pl.

● (کالبدشناسی) پاشنه‌ی پا، پاشنا، بسل

● (خاکستر یا پودر خاکستر مانندی که پس از تکلیس فلز باقی می‌ماند) کالکس، آهک

تعریف انگلیسی

noun
  1. a white crystalline oxide used in the production of calcium hydroxide “Substance Meronyms: calcium, Ca, atomic number 20”

واژه‌های دیگر با معنی «کليسم اکسيد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن