calx
معنی فارسی
کليسم اکسيد
معنی کامل و مثالها
/kalks/n., pl.
● (کالبدشناسی) پاشنهی پا، پاشنا، بسل
● (خاکستر یا پودر خاکستر مانندی که پس از تکلیس فلز باقی میماند) کالکس، آهک
تعریف انگلیسی
noun
- a white crystalline oxide used in the production of calcium hydroxide “Substance Meronyms: calcium, Ca, atomic number 20”