دیکشنری فارسی

cam

UKkeimdisk USkæm

معنی فارسی

بادامک، د?سک چرخان برا? تبد?ل حرکت دوران? به خط?

معنی کامل و مثال‌ها

/kam/n.

● (مکانیک) بادامک، بادامه، بادامک دلکو، دماغه، ضامن، ماسوره پیچ، میله‌ی سرب، بتانه‌ی سربی

* cam follower

پیرو بادامک

* cam disk

صفحه‌ی بادامک

* cam lever

اهرم بادامک

* cam roller

غلطک بادامک

ریشه و کاربرد

ریشه

Shortened form of 'camshaft'.

مثال

  • The cam is an essential component of the engine.
  • The cam controls the opening and closing of valves.
  • The shape of the cam determines the motion it produces.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a river in east central England that flows past Cambridge to join the Ouse River
noun
  1. a rotating disk shaped to convert circular into linear motion

واژه‌های دیگر با معنی «بادامک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن