دیکشنری فارسی

camel

UKkæməl US'kæməl

معنی فارسی

شتر ، سار ، مسافرت کردن با شتر ، رنگ شتري

معنی کامل و مثال‌ها

/kam´ǝl/n., adj.

● (از ریشه‌ی سامی)

● شتر، جمل، اشتر، بیسراک (رجوع شود به: Arabian camel و Bactrian camel)

● رنگ شتری، قهوه‌ای کمرنگ

● (استوانه‌ای که برای بالا آوردن کشتی غرق شده و غیره به ته آب می‌برند و هوایش را می‌کشند - تیر چوبی یا پلاستیکی که بر جلوگیری از خوردن بدنه‌ی کشتی به دیواره‌ی لنگرگاه در راستای لنگرگاه شناور است) کلک، کاتامران، اشترک

* camel hair

پارچه‌ی برک، پشم شتر

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old English 'camel', from Latin 'camelus', from Greek 'kamēlos', from Hebrew or Phoenician 'gamal'.

مثال

  • The camel is known as the ship of the desert.
  • Camels can go for a long time without water.
  • The caravan of camels moved slowly across the desert.

ترکیب‌های رایج

Camel ride Camel train Camel hair Camel milk

تعریف انگلیسی

noun
  1. cud-chewing mammal used as a draft or saddle animal in desert regions

واژه‌های دیگر با معنی «شتر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن