cameo
معنی فارسی
برجسته کاري درجواهر وسنگ هاي قيمتي ،
رنگ هاي مابينقرمز مايل به ابي يا قرمزمايلبه
زرد ، جواهر تراشيکردن
معنی کامل و مثالها
/kam´ē ō´/n., pl.
● (از ریشهی فارسی: چوماهان = عقیق)
● برجستهکاری بر سنگهای قیمتی (به ویژه عقیق و ساردونیکس و غیره)، برجستهکاری بر صدف، برجسته آذین، تراشیدن صدف و سنگ قیمتی به طوری که نقش از زمینه برجستهتر باشد (در مقابل: intaglio)
● (سنگ بهادار یا صدف) برجستهکاری شده، نگین نقش برجسته
● (در نمایشها و فیلم و تلویزیون) نقش فرعی که توسط هنرپیشهی معروفی اجرا شود
in this movie Charlie Chaplin has a cameo role too
در این فیلم چارلی چاپلین هم نقش مختصری دارد.
● نگارش توصیفی و زیبا
ریشه و کاربرد
A small, raised relief carving or portrait, typically on a precious stone or shell.
ریشه
From Italian 'cammeo', from Latin 'cammaeus', from Greek 'kammeion', from 'kamē', meaning 'crooked'
مثال
- The cameo on the brooch was intricately carved.
- She wore a cameo pendant around her neck.
- The museum displayed a collection of ancient cameos.
ترکیبهای رایج
Cameo appearance Cameo jewelry Cameo brooch Cameo carving