camouflager معنی فارسی استتار پوشش واژههای دیگر با معنی «استتار» camouflage استتار، پوشش camouflage net تور استتار camouflage dicipline انضباط استتار road screen پوشش و استتار جاده، پوشاندن جاده color patches نوارهاي رنگي تور استتار، نوارهاي استتار، تکه هاي پارچه پرچم radar comouflage استتار کردن از ديد رادار، استتار در مقابل رادار disruptive pattern آشکار سازنده هدف استتار شده، وسيله آشکار ساختن هدف استتار شده روي، صفحه رادار smoke curtain پرده دود براي استتار از ديد زميني smoke blanket پرده پوشش دود براي استتار از ديد هوايي occulatation اختفا، استتار