دیکشنری فارسی

campus

UKkæmpəs US'kæmpəs

معنی فارسی

زمين دانشکده فضاي کالج

معنی کامل و مثال‌ها

/kam´pǝs/n., pl.

● محوطه‌ی دانشگاه، زمین و ساختمان‌های دانشگاه یا مدرسه، پردیز، پردیس

most students live on campus and a few (of them) live in town

بیشتر دانشجویان در پردیس دانشگاه و معدودی از آنان در شهر زندگی می‌کنند.

● (برای تنبیه) دانشجو یا دانش‌آموز را به ماندن در محوطه‌ی مدرسه محدود کردن

two students were campused for one week

دوتا از دانشجویان را به مدت یک هفته ملزم به ماندن در محوطه‌ی دانشگاه کردند.

● وابسته به محدوده‌ی دانشگاه یا مدرسه، دانشگاهی

campus elections

انتخابات دانشگاهی

campus bookstore

کتابفروشی دانشگاه

● زمین (و گاهی ساختمان‌های) بیمارستان یا شرکت صنعتی و بازرگانی و غیره، پردیزه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a field on which the buildings of a university are situated

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن