دیکشنری فارسی

can (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kan, kǝn/v.aux., pt.

● توانستن، قادر بودن، کاوستن، یارا بودن، یارستن

can you swim?

می‌توانی شناکنی‌؟

no,I cannot (can't) swim

نه شنا بلد نیستم.

I can't come tonight

امشب نمی‌توانم بیایم.

● احتمال داشتن

the ceiling can collapse any time

سقف ممکن است هر لحظه فروریزد.

can it be true?

آیا ممکن است (یا می‌تواند) صحت داشته باشد؟

● (از نظر حقوقی و اخلاقی) حق داشتن

you can't jail innocent people!

شما نمی‌بایستی مردم بی‌گناه را زندان بیافکنید!

in Islam a man can have more than one wife

در اسلام مرد می‌تواند بیشتر از یک زن داشته باشد.

● (عامیانه) اجازه داشتن (هم معنی may است)

can I open the window?

آیا می‌توانم (اجازه دارم) پنجره را باز کنم‌؟

sorry, you can't smoke here

متاسفم، در اینجا نمی‌توانید سیگار بکشید!

● (مهجور) دانستن

* can but

فقط می‌تواند، ممکن است

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن