دیکشنری فارسی

candlewick

معنی فارسی

فتيله شمع، نخ پنبه اي حاشيه دوزي.

ريسمان نرم کتاني، نخ گلدوزي

رجوع شود به candlewicking

معنی کامل و مثال‌ها

/-wik´/n., adj.

فتیله‌ی شمع

ریسمان نرم کتانی، نخ گلدوزی

رجوع شود به: candlewicking

تعریف انگلیسی

noun
  1. the wick of a candle
  2. loops of soft yarn are cut to give a tufted pattern

واژه‌های دیگر با معنی «فتيله شمع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن