candy
معنی فارسی
نبات اب نبات شيريني شيرين کردن نباتي کردن
معنی کامل و مثالها
/kan´dē/n., pl.
● (از ریشهی فارسی: قند)
● آبنبات، خروس قندی (و مشابه آن)، گل قند
too much candy and sweets will ruin your teeth
آبنبات و شیرینی زیاد دندانت را خراب میکند.
● (برای حفظ از فساد یا شیرینسازی و غیره) در شکر پختن (مثل مربا)، شکرآکند یا شکر پوش کردن
● (مانند شکر) بلوره کردن، شکرسان کردن یا شدن
● (مجازی - سخن و نوشته) خوش الحان کردن، شکرین کردن، شیرین سخنی کردن
some of Sa'di's candied poems
برخی از اشعار شیرین سعدی
ریشه و کاربرد
A sweet food made from sugar or chocolate, usually in small pieces or bars.
ریشه
From Old French 'sucre candi' meaning 'candied sugar'.
مثال
- I bought some candy for the kids.
- She loves to eat candy after dinner.
- The store sells a variety of candies.
ترکیبهای رایج
Eat candy Buy candy Candy shop