دیکشنری فارسی

cannery

UKkænəriː US'kænərı

معنی فارسی

کارخانه ي کنسروسازي

محلي که در آن خوراک را در قوطي يا شيشه

ميکنند

کارخانه اي که گوشت وميوه وغيره رادرقوطي

کنسرو ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/kan´ǝrē/n., pl.

● کارخانه‌ی کنسروسازی، محلی که در آن خوراک را در قوطی یا شیشه می‌کنند

ریشه و کاربرد

ریشه

From the word 'can' (referring to the process of canning food) + the suffix '-ery' (indicating a place or establishment).

مثال

  • The cannery processes thousands of cans of tuna every day.
  • She works at a cannery that specializes in canning peaches.
  • The closure of the cannery had a significant impact on the local economy.

ترکیب‌های رایج

Cannery worker Cannery line Cannery equipment Cannery industry

تعریف انگلیسی

noun
  1. a factory where food is canned

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن