دیکشنری فارسی

cannibalize

US'kænəbə'laız

معنی فارسی

محل قطعه برداري ، محل اوراق کردن وسايل

معنی کامل و مثال‌ها

/-īz´/vt., vi.

● (اوراق کردن قطعات ماشین وغیره برای به کار بردن درماشین‌های دیگر) قطعه‌برداری کردن

because of a shortage of spare parts, we had to cannibalize one of the airplanes and use it in the others

به واسطه‌ی کمبود ابزار یدکی مجبور شدیم یکی از هواپیماها را اوراق کرده و در هواپیماهای دیگر به کار ببریم.

● (کارمندان یا اجزای یک سازمان را گزیدن و در سازمانی دیگر به کار واداشتن) منتقل کردن

● همگون‌خواری کردن، همجنس خواری کردن

sharks sometimes cannibalize their own kind

کوسه‌ماهی‌ها گاهی همجنس‌خواری می‌کنند.

● (مجازی) بی‌رحمی و درنده‌خویی کردن، (به نزدیکان خود) جور و ستم کردن

● آثار دیگران (شعر یا نقاشی یا موسیقی و غیره) را در اثر خود ادغام کردن، یوزه رفتن، یوز کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the word 'cannibal', from Spanish 'caníbal', from Taino 'caniba', from 'Carib', a native people who were reputed to eat human flesh.

مثال

  • The company decided to cannibalize its older product lines in order to fund the new one.
  • The car was cannibalized for parts.
  • The film script cannibalizes several old stories.

ترکیب‌های رایج

Cannibalize parts Cannibalize resources Cannibalize sales Cannibalize profits Cannibalize a system

تعریف انگلیسی

verb
  1. eat human flesh “Somebody ----s”
  2. use parts of something to repair something else “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن