cannot
UKkænət
USkæ'nɔt
معنی فارسی
نتوانستن قادر نبودن
معنی کامل و مثالها
/kan´nät´, kan´ät´/
● معادل است با: can not و can't
* cannot but
چارهای ندارد جز آنکه، میبایستی، باید
a foreigner cannot but be impressed by the beauty of Esfahan mosques
یک نفر خارجی نمیتواند تحت تاثیر زیبایی مسجدهای اصفهان قرار نگیرد.