cant (1)
معنی کامل و مثالها
/kant/n., vi., adj.
● آواز ناله مانند (مثل ندای گدایان و درویشان)، لابه، نوالیدن
● (زبان خودمانی و سری دزدان و گدایان و غیره) زبان زرگری، زبان لاتی، گویش صنفی، زبانواره
the lawyers used a cant that was not comprehensible to me
وکلای دادگستری زبان ویژهای به کار میبردند که برایم قابل فهم نبود.
● کلام غیر صادقانه که از روی عادت یا سنت ذکر بشود، حرف عاری از خلوص نیت
his speech was full of hypocritical cant
نطق او پر بود از حرفهای پوچ و عوام فریبانه.
● عبارات نقل قول شده از کتب آسمانی یا مراجع مذهبی که به طور غیر صادقانه یا از روی عادت گفته شود
● وابسته به زبانواره یا زبان زرگری، (سخن) ناصادقانه
● به زبان زرگری حرف زدن، به زبانواره حرف زدن، با ریا و تزویر سخن گفتن