دیکشنری فارسی

cant (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kant/n., vi., adj.

● آواز ناله مانند (مثل ندای گدایان و درویشان)، لابه، نوالیدن

● (زبان خودمانی و سری دزدان و گدایان و غیره) زبان زرگری، زبان لاتی، گویش صنفی، زبان‌واره

the lawyers used a cant that was not comprehensible to me

وکلای دادگستری زبان ویژه‌ای به کار می‌بردند که برایم قابل فهم نبود.

● کلام غیر صادقانه که از روی عادت یا سنت ذکر بشود، حرف عاری از خلوص نیت

his speech was full of hypocritical cant

نطق او پر بود از حرف‌های پوچ و عوام فریبانه.

● عبارات نقل قول شده از کتب آسمانی یا مراجع مذهبی که به طور غیر صادقانه یا از روی عادت گفته شود

● وابسته به زبان‌واره یا زبان زرگری، (سخن) ناصادقانه

● به زبان زرگری حرف زدن، به زبان‌واره حرف زدن، با ریا و تزویر سخن گفتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن