cap (1)
معنی کامل و مثالها
● مخفف:
● گنجایش
● پایتخت، سرمایه، حرف بزرگ
● بهرهجویی کردن، بهره گرفتن از، حرف بزرگ به کار بردن
● (داروسازی) کپسول، پوشینه
● (کتاب) فصل
● (داروسازی) میل شود
● مخفف:
● گنجایش
● پایتخت، سرمایه، حرف بزرگ
● بهرهجویی کردن، بهره گرفتن از، حرف بزرگ به کار بردن
● (داروسازی) کپسول، پوشینه
● (کتاب) فصل
● (داروسازی) میل شود
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن