دیکشنری فارسی

capacitive

UKkəpæsətiv

معنی فارسی

خازني.

معنی کامل و مثال‌ها

/-tiv/adj.

● (برق) وابسته به برق‌پذیری (یا برق گنجایی)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to capacitance “Pertains to noun: capacitance”

واژه‌های دیگر با معنی «خازني.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن