caper (1)
معنی کامل و مثالها
/kā´pǝr/vi., n.
● جست و خیز، رقص و شادی، شادیانه، جست و خیز کردن، ورجه وورجه کردن، چموشگری کردن، بازیگوشی کردن، شادی و پایکوبی کردن
the little girls capered toward home
دختر بچهها بازی کنان روانهی منزل شدند.
● مسخره بازی، شیطنت، شوخی تند و بدنی
● (امریکا - خودمانی) بزهکاری شیرینکارانه (به ویژه دزدی)، از دست در رفتن
their capers also included armed robbery and picking pockets
بزهکاری آنها شامل سرقت مسلحانه و جیببری هم شد.
* and all that caper
(انگلیس) و همهی آن مزخرفات
I don't like to send letters, backbite, and all that caper
از نامهپرانی، بدگویی و این قبیل مزخرفات خوشم نمیآید.
* cut a caper (or capers)
جست و خیز کردن، شادی و پایکوبی کردن، شیطنت کردن