دیکشنری فارسی

capful

معنی فارسی

انچه دريک کلاه جابگيرد

معنی کامل و مثال‌ها

/kap´fool´/n., pl.

● آنچه که در سر بطری (یا انگشتانه) جا بگیرد، (به مقدار یک) سربطری

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'cap' and 'ful', indicating the full capacity of a cap.

مثال

  • He poured a capful of water into the glass.
  • Add a capful of detergent to the washing machine.
  • The recipe calls for a capful of vanilla extract.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quantity that a cap will hold

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن