capital paid in معنی فارسی سرمايه پرداخت شده ذخيره سرمايه واژههای دیگر با معنی «سرمايه پرداخت شده» paid in capital سرمايه پرداخت شده paid-up capital سرمايه پرداخت شده outlay مبلغ سرمايه گذاري شده، خرج، بيرون گستردن