دیکشنری فارسی

capitalism

UKkæpitəlizəm US'kæpıtə'lızəm

معنی فارسی

سرمايه داري

معنی کامل و مثال‌ها

/kap´ǝt 'l iz´ǝm/n.

● نظام سرمایه‌داری، مایه سالاری (نظام اقتصادی که در آن ابزار تولید و توزیع و زمین و غیره متعلق به شهروند است نه دولت و هدف به دست آوردن سود در محیط رقابت آزاد و ازدیاد سرمایه و گسترش فرآوری است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an economic system based on private ownership of capital

واژه‌های دیگر با معنی «سرمايه داري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن