دیکشنری فارسی

capo (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kā´pō/n., pl.

● (موسیقی) کاپو (اسبابی که برای کشیدن و کوتاه کردن تارها، روی بدنه‌ی ساز تعبیه می‌کنند)، دماغک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن