capsizal معنی فارسی واژگوني برگشتگي برگشت واژههای دیگر با معنی «واژگوني» subversion واژگوني، انهدام، براندازي resupination واژگوني، خميدگي، وارونه بودن. overturning moment لنگر واژگوني image reversal واژگوني تصوير، نقض تصوير، برگشت تصوير endo تصادف منجر به واژگوني eversion برگرداني، برگرداندن، واژگوني ياواژگون سازي