دیکشنری فارسی

captor

UKkæptər

معنی فارسی

اسيرکننده دستگيرکننده رباينده (جايزه)

معنی کامل و مثال‌ها

/kap´tǝr/n.

● اسیر کننده، گرفتار ساز، اسیردار، به دست آوردنده

he killed his captors and ran away

او اسیر کنندگان خود را کشت و فرار کرد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who captures and holds people or animals

واژه‌های دیگر با معنی «اسيرکننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن