carbody معنی فارسی ساختمان اطاق اتومبيل واژههای دیگر با معنی «ساختمان» fabric ساختمان، بنا، ترکيب construction ساختمان، ساخت، بنا constructionally ساختمان، ساخت، بنا building ساختمان، بنا، عمارت structureless بي ساختمان، بدون ساختمان مشخص. homoplastic هم ساختمان، متشابه . organism ساختمان آلي، موجود زنده، جسم آلي organismal ساختمان آلي، موجود زنده، جسم آلي organismic ساختمان آلي، موجود زنده، جسم آلي constructional feature طرح ساختمان، ترکيب ساختمان، کيفيت ساختمان