دیکشنری فارسی

carburet

معنی فارسی

بازغال ترکيب کردن يا اميختن

معنی کامل و مثال‌ها

/kär´byōō rāt´/vt.

● (شیمی) با کربن آمیختن، زغالیدن

● هوا یا گازی را با ترکیبی از کربن فرار آمیختن (برای تشدید انرژی حرارتی)، کربنی کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the word 'carbon', with the suffix '-uret' indicating a compound.

مثال

  • The process will carburet the gas.
  • The fuel is carbureted before it is ignited.
  • The engine carburets the fuel.

ترکیب‌های رایج

Carburet fuel Carburet gas Carburet mixture

تعریف انگلیسی

verb
  1. combine with carbon “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن