card (2)
معنی کامل و مثالها
/kärd/n., vt.
● برس سیمی (که برای پرز دار کردن پارچه به کار میرود)، جاروبک سیمی، پرز شانه، شانه
● ماشین کارد، (در پاک کردن پنبه و پشم و غیره) دستگاهی که لولههای خاردار آن الیاف را میزند، (ابزار دستی) کمان حلاجی، دستگاه حلاجی (بخیدن)، واخشگر
● (نساجی) کارد کردن، (پنبه و پشم و غیره) حلاجی کردن، شانه زدن، بخیدن، پرز گیری، فرخنجیدن، واخیدن