careen
معنی فارسی
يک بر کردن کج کردن کج شدن
معنی کامل و مثالها
/kǝ rēn´/vt., vi., n.
● کشتی را روی ساحل به پهلو خواباندن (به منظور تعمیر یا رنگ زدن ته آن)، (کشتی به پهلو خوابیده در ساحل را) تعمیر و درزگیری کردن
our orders were to careen and refit
دستوری که به ما داده بودند این بود که (کشتی را) درزگیری و تعمیر کنیم.
● یک وری کردن یا شدن، کج شدن یا کردن، (کشتی و غیره) به یک سوخم کردن یا شدن
the damaged ship suddenly careened left
کشتی آسیب دیده ناگهان به طرف چپ غلتید.
● (به ویژه هنگام حرکت سریع) به این ور و آنور تمایل پیدا کردن، لمبر خوردن، تلوتلو خوردن
the boat was careening in the stormy sea
قایق در دریای توفانی لمبر میخورد.
● پیچش، لمبر، یک وری شدن، تلوتلو
تعریف انگلیسی
- walk as if unable to control one's movements “The drunken man staggered into the room” “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
- move sideways or in an unsteady way “The ship careened out of control” “Verb Frames:” “Something ----s” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”
مترادفها
I. verb active
Lay on one side.
II. verb neuter
Lean to one side, incline to one side.