دیکشنری فارسی

careen

UKkəriːn USkə'ri:n

معنی فارسی

يک بر کردن کج کردن کج شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ rēn´/vt., vi., n.

کشتی را روی ساحل به پهلو خواباندن (به منظور تعمیر یا رنگ زدن ته آن)، (کشتی به پهلو خوابیده در ساحل را) تعمیر و درزگیری کردن

our orders were to careen and refit

دستوری که به ما داده بودند این بود که (کشتی را) درزگیری و تعمیر کنیم.

یک وری کردن یا شدن، کج شدن یا کردن، (کشتی و غیره) به یک سوخم کردن یا شدن

the damaged ship suddenly careened left

کشتی آسیب دیده ناگهان به طرف چپ غلتید.

(به ویژه هنگام حرکت سریع) به این ور و آن‌ور تمایل پیدا کردن، لمبر خوردن، تلوتلو خوردن

the boat was careening in the stormy sea

قایق در دریای توفانی لمبر می‌خورد.

پیچش، لمبر، یک وری شدن، تلوتلو

تعریف انگلیسی

verb
  1. walk as if unable to control one's movements “The drunken man staggered into the room” “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  2. move sideways or in an unsteady way “The ship careened out of control” “Verb Frames:” “Something ----s” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

I. verb active
Lay on one side.
II. verb neuter
Lean to one side, incline to one side.

واژه‌های دیگر با معنی «يک بر کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن