cargo
UKkɑːgou
US'kɑ:'gəu
معنی فارسی
بار (کشتي)
معنی کامل و مثالها
/kär´gō/n., pl.
● محموله، بار (به ویژه بار کشتی و هواپیما و ترن و کامیون)، فرسته
the boat's cargo consisted of wool and wheat
بار کشتی عبارت بود از پشم و گندم.
a cargo plane
هواپیمای باری
تعریف انگلیسی
noun
- goods carried by a large vehicle
مترادفها
noun
Lading, freight, load, burden or burthen.